أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

220

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

چنان كه بايد كرد شما را روزى دهد چنان كه مرغان را ؛ بامداد از آشيانها بيرون آيند حوصله‌ها « 1 » تهى ؛ نماز شام بآشيانها روند حوصله‌ها پر « 2 » امّا آنچه تكليف تو است طلب كردن تست روزى خود را از وجه حلال آنگه آنچه صلاح تست به تو رسد و آنچه نرسد هم صلاح تو باشد ؛ طلب تو جهاد است و دادن او مشروط بصلاح و بنا يافتن امتناع نبايد كردن كه « 3 » « طلب الحلال جهاد » تكليف تو يافتن نيست تكليف تو جستن است . و علىّ أن أسعى و لي * س علىّ إدراك النّجاح « 4 » آنكه به تو است جدّ است و آنكه به اوست جدّ است ، و اين جدّ جهد است و اين جهد جهاد است ، و آن جدّ حظّ است و آن حظّ حظّ است « 5 » ، و آن بقضاست و بر تو به آن قضا رضاست چه اگر « 6 » راضى نباشى سخط ترا اثرى نيست . فان تغضبوا من قسمة اللّه حظّكم * فللّه اذ لم يرضكم كان أبصرا و به آنچه يافتى بر تو قناعت است و تسليم چه بسعى تو زيادت نشود آنچه ترا نهاده‌اند : اذا ما رأى النّاس الغنىّ و جاره * فقير يقولوا عاجز و جليد

--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « حوصله بفتح اوّل و صاد به عربى چينه دان مرغان را گويند و كنايه از تاب و تحمّل و برداشت هم هست » در منتهى الارب گفته : « حوصل كجوهر چينه دان مرغان و حوصلة مثله و تشدّد جمع لامها جمع حواصل و حوصلاء بفتح الفاء ممدودا مثله » . ( 2 ) - در غالب نسخ : « با حوصله‌هاى پر » . ( 3 ) - عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است : « طلب تو جهادست و دادن و نادادن او صلاح ، ترا از مجاهدت امتناع نبايد كردن كه : طلب الحلال جهاد ( از نسخهء خطّى نقل شد ) » . ( 4 ) - آنچه در كتب ديگر ديده‌ام شعر به اين ترتيب است : « علىّ السعى فى طلب المعالى * و ليس علىّ إدراك النجاح » ( 5 ) - كذا . ( 6 ) - در غالب نسخ : « و اگر » .